انجمن ایران سکس

خوش آمدید, مهمان - لطفا برای ورود اینجا و یا برای ثبت نام اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید

 


  خاله جذاب و حشری من - بخش 3



اوت 21, 2013, 03:16:11 pm
دفعات بازدید: 1296 بار

آفلاین MBAMAN

  • Newbie
  • *

  • 44
    ارسال

  • جنسيت : پسر

  • سکس با احترام.

    • ديدن مشخصات
خاله جذاب و حشری من - بخش 3
« : اوت 21, 2013, 03:16:11 pm »

تا اینکه مادرم برگشت و نشست رو تشک خاله ام ای داد بیداد دیگه ول کن نبود شروع کرد از درد مهرهای گردنش گفتن و اینکه تا میخواست خوابش ببره این صدای اخ و اوخ زهر ماری همسایه بغلی کلافه اش کرده بود!!!!!!!! نمیگذاشت بخوابه !! همسایه بغلی کدوم خریه اونا که دوشبه نیستند ..نگو صدای ما رو میشنیده!..خونه قدیمی هم این عیب رو داره دیگه ، موریانه رو دیوارش راه بره صداش میاد..خلاصه نشون به اون نشون که یک ساعتی موند وکس شعرایی بهم گفتن که گوشهای من سرخ شده بود ازجمله صحبتها کیرخری که وارثش من بودم به بحث گذاشته بودن مامانم چه مرثیه ای برام میخوند که بمیرم بچه ام که روش نمیشه چیزی به من بگه ..یه چند بار با باش رفتن دکتر اما هنوز نتیجه ای عاید نشده! خاله ام گفت مگه چقدریه اینقدر موضوع رو گنده کردین بابا!؟ تو دلم گفتم اره خبر نداره منتها تو کسش متراژ شده هنوز گزارش نرسیده به مغزش..
مادرم بعد قدری سکوت گفت یعنی تو نمیدونی چه قدریه نه ؟پس من بودم دم دقیقه اون موقع ها متراژش میکردم نه؟
توله سگ از بس تو جای تنگ مثل شلوار لی مونده همیشه بلند شدست و از به فرسخی معلومه که چقدریه ! وای بچم عروسش ببینه غش کرده! اینجا مادرم سوتی داد ! چون همیشه دختر همین خاله ام که لوس و ننر هستش وهمین پایین کپیده بود برای من در نظر گرفته بود همیشه هم جلو خاله ام ازش بعنوان عروسم اسم میبرد.....!
خاله ام گفت نوش جون عروسش ! مال و بزار خودم براش انتخاب کنم که بتونه بر داره!
یعنی بیخیال دختر ما شین که نی قیلیونه!!! ادم نمیدونه کجاش باید بزاره که نشکنه!! عجب داستانیه !! پسر ، مارو بگو که فکر میکردیم که این فقط پسرها هستند که باهم که میشن کس شعر میگن . زنها که دست پسر هارو از پشت بستند
اینها میگفتند دوباره کیر من راست شده بود ..مرتب نیشگون میگرفتم تا بلکه بخوابه اگر یه موقع منو دید اینجوری نبینه! که خوشبختانه فکش خسته شدو رفت درم پشت بندش بست! صبر کردم تا بسته شدن درب اتاقش رو بشنوم..بلند شدم اومدم سمتش ..جوری داشت میخندید که باز نزدیک بود صداش بره بیرون ..چراغ رو روشن کردم ..همینطور چشمش به کیر من بودکه دوباره راست شده بود امدم سمتش گفتم خاله مُردم دیگه، زهرترک شده بودم شما هم که این مضقون رو گذاشته بودین وسط غیبتش رو میکردین ..حرف دهنم موند که دست انداخت شورتکمو کشید پایین ودرسته افتاد بیرون یهوجا خورد
گفتم نکن خاله ترسیدم ! گفت دیوث بی شرف اینو فرو کردی بهم ؟گفتم چرا تعجب کردی ؟مگه نور اتاق خواب باعث خطای
چشم میشه !گفت خفه بی جنبه نشو دیگه دیدم نفسهاش به شماره افتاده منم که زودتر از اون باز حشرم زده بود بالا دوباره تنم از هیجان رعشه گرفت ..دودل مونده بود که نشستم پیشش. لحاف رو زدم کناردیدم هنوز شورتش رو نپوشیده دیگه نفهمیدم دستمو بهش زدم که بخوابونم انگار منتظر بود یکی از دودلی خارجش کنه ...سریع خوابید .. منم زیر نور سقف تازه دیدم چه کسی میکردم که تو نور کم، وصفش رو میگفتم حالا انگار چیزی معرکه تری بچشم میومد....لحاف رو پرت کردم اونطرف افتادم روش دوباره پستونش رو انداختم تو دهنم یک ریعی فقط پستون میخوردم..دوباره چه اب کسی ازش ترشح شد بدون اینکه فکر کنم از گایش قبلی کثیفه، رفتم اینبار با دید بهتر بخورم ..چه خوردنی شد، اصلا بوی سکس قبلی هم ازش بمشامم نرسید ..هرچند اگر گندترین بو رو هم داشت در اون لحظه برام عطر رایحه بهشتی بود ! اینبار خودم دست فرمون میدادم..خاله فقط حشری بود نفس نفس میزد و منو نگاه میکرد..اینبار بغل خوابوندمش مثل فیلم سکسی ها لنگ رویی رو دادم بالا از بغل جا کردم توش اینبار بدون دردسر راحت میرفت توش همینجوری پیش میرفت ...از بغل صورتش رو میدیدم که چه حالی داره میشه، تمام لب و دهنش میلرزید که خایه هام چسبید در کون نرم و لطیفش .. یکی ودو مین نگه داشتم وبعد شروع کردم تلمبه زدن!! دستشو از بغل انداخت پشت کمرم تا تعادلشو نگه داره، مدت زیادی رو تو این پوزیشن داشتم میکردم کمرم دردگرفتم ..همینطور که تا ته نگه داشتم لنگو دادم پایین احساس کردم کیرم اون تو کیب شد..تنگ تنک شد همون جوری رو شکم خوابوندمش از پشت تو کسش شروع کردم تلمبه زدن..لحاف رو کشید رو سرش ..اون زیر ناله هایی میکرد که من دیوانه شده بودم..یهو سرش رو بلند کرد گفت خودتو شل کن بعد کونش رو دادهوا بالشش رو گذاشت زیر کسش..وای چه کونی زد بالا قلنبه!
من خر چرا بفکرم نرسید..هرچند این شیوه رو بلد نبودم!اینجوری کسش غنچه تر شد و نوید یه تلمبه زنی رویایی از این پوزیشن رو بهم میداد ..حالا نزن کی بزن غنچه کسش سرخ سرخ شده بود وبراحتی میدیدم که چه جوری تا ته میره میاد بیرون..بعد از3بار ارضا شدن مسلما اینبار خیلی بیشتر میبایست طول میکشید .....کف پاهامو گذاشتم رو زمین بحالت چمباتمه بالاکسش بودم ..کیرمو عمود نشونه گرفتم مستقیم کردم توش بی محابا هل دادم تا ته رفت و..صدایی شنیدم که گفت هو یابو ترکیدم..!!! نمیدونم چرا سرش از اون ور به زمین نخورد!!!!سر کدوم پیچ منحرف شد نمیدونم! دوباره با این حرکت من چنان ناله ای کرد که اگه لحاف رو سرش نبود اینبار مادرم بدون این که در بزنه میومد تو! گفتم خاله ترو خدا یواش ! گفت بی ناموس یه چوب قد باتوم یهو کردی بهم میخوای حنجره ام رو قورت یدم؟ بجنب یاله مردم !
دست انداختم دو کپل کون رو از هم باز کردم شروع کردم دوباره کردن اینقدر عقب جلو کرده بودم که غنچه کسش شده بود رنگ لبو ...
اینبار بلندش کردم به حالت زانو..بالش رو برداشتم دادم بهش که سرشو پایین نگه داره ..از پشت اروم فرو کردم توکس نازنینش ..هرچقدر این کس رو نگاه میکردم سیر نمیشدم ..اما اینبار دید نداشتم فقط الت خودمو میدیدم میرفت و میومد ..اما تو این پوزیشن انگار حال بیشتری میکرد اخ و اوخش بیشتر میشد ..منتها اینبار اهسته تلمبه میزدم، خیلی اروم که لذت کردن رو که ازش محروم بودم تو وجودم حس کنم اینجوری بهتر حالیم میشد زودتر به اوج میرسیدم ..کیرمو عمود تا ته میکردم تو کسش وکامل هم میکشیدم بیرون ..درست اندازه سایز کیرم جا باز کرده بود..سر کلاهک کیرم که میرفت تو ، ناله اش بلند بود تا به ته برسه ..اونم ناله کشدار ....گفت میخوام رو کمر بخوابم زانودرد گرفتم کشیدم بیرون رو کمر خوابوندمش ..هوا روشن شده بود.. ومن همچنان داشتم خاله رو با لذت تمام میکردم .. در حین کردن رفتم زیر گردنش ،لیس میزدم تا رسیدم به پستونهاش یکیشو با دست ابلمبو کردم اونیکی رو تا جایی که جا داشت کردم تو دهنم ..از پایین هم که به ارومی داشتم عقب جلو میکردم ...یهو دیدم ناله اش بلند تر شد و گفت ..تند تند بزن زود باش ..منم اطاعت امر ..دیگه داشتم محکم کیر و تا ته میکوبیدم تو کسش.دیگه نمیتونستم جلو خودمو بگیرم ناله های خاله هم دیگه از حد کنترل خارج شده بود ! دیگه داشت کمرم از درد میترکید اما تحمل کردم جوری میکردم که جداً نفسش داشت میرفت ..امان ندادم محکمترش کردم تا جایی که صدای خودمم دیگه ،بی اعتنا به اطراف، اونقدر بلند شده بود که براحتی مایه رسوایی ام میتونست بشه.. در این حین خاله با جفت دستاش کمرمو کشید پایین محکم بغلم کرد ، پاهاش هم دوباره پشتم قفل کرد وگفت هر وقت گفتم بکش بیرون سریع اینکارو بکن .اشاره زدم باشه ..چند تا که محکم کوبیدم ناله های کشدار که هر لحظه بلندتر میشد ازحلقومش در میومد ..دیوانه شده بودم اونقدر تند تند زدم تا اینکه حس کردم داره ابم میاد خوابیدم روش دستامو ازیر انداختم جوری محکم بغلش کردم که نزدیک بود استخوان کمرش بشکنه ..به معنای واقعی کلمه وحشی شده بودم و داشتم بشدت میکردمش ..تا لحظه ای که ابم اومد تا بیخ فشار دادم و چنان فریادی زدم که اگر جلو دهنم رو نمیگرفت همون لحظه اهل منزل میریختند تو اتاق ..حالا تحت اون فشاری که بهش وارد و تا بیخ کردم ، از شدت درد یا حشر، نمیدونم دیگه ..حالا اون شروع کرد به فریاد زدن ..چنان لرزید و دوباره ناخن هاشو کشید رو کمرم و داد زد بکش بیرون ..با اینکه اصلا دلم نمیخواست اما کشیدم بیرون .. دیدم اب از کسش داره میپاشه بیرون تا فاصله سی چهل سانت هم پرت میکرد تا بحال چنین چیزی ندیده بودم ونه شنیده بودم تو فیلمها هم ندیده بودم عجب صحنه حشری کننده ای بود..هی کسش رو عقب جلو میکرد پاچیده میشد تا اینکه اروم گرفت/.. افتادم روش ..انگار دیگه هیچی حالیم نبود که شاید بخاطر صدا ها دوباره مادرم پیداش بشه..فقط نفس نفس میزدیم و من اون صحنه پاشیده شدن اب کس به بیرون رو مجسم میکردم که جداً حالم رو دگرگون کرد حالی که هیج جور نمیتونم براتون وصفش کنم بعد یکی دو دقیقه فلنگ رو بستم رفتم پایین تو اتاقم ..دختره ماست خور چه خرناسی هم میکشید..از خاله ام متعجبم چطور نمیترسید که یه شب برم سر وقت دخترش ..نمی دونم شاید یه چیزی میدونست که خیالش راحت بود شاید میدونست من بهش احساسی ندارم ...هوا دیگه کامل روشن شده بود ایستادم جلوی اینه وبه خودم زل زدم... منی که مثل خیلی های دیگه از سکس با محارم بیزار و متنفر بودم
نمیدونم چطور شد که کارم به اینجا کشید و علاوه بر اینکه چند بار بشدت کردمش بلکه احساس مالکیت هم بهم دست داده بود و عاشقش شده بودم..
این عمل هر چی بگم یه توجیه احمقانه است ولی
خیلی چیزها دست بدست هم داد تا چنین روزی برسه ..هرچند بازهم یه توجیه احمقانه است
حال چگونه میتونم دوریش را تحمل کنم !
که خودش راه حل عجیبی رو جلو پام گذاشت که
در قسمت بعدی خواهم نوشت
ما کردیم شما نکنین ..... بالا منبرم نمیرم ..من نتونستم ودرون این جهنم باید بسوزم و بسازم
عوض میشی همه چی ادم عوض میشه ..حکم ترنی که از ریل خارج شده باشه رو دارم ..سرنوشتم تغییر کرده دیگه ادم سابق نمیتونم بشم ..اینو بفهم
من از اولش اشتباه کردم تو عبرت بگیر!!