انجمن ایران سکس

خوش آمدید, مهمان - لطفا برای ورود اینجا و یا برای ثبت نام اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید

 


 سه نفری لیلا رو جر دادن



ژانویه 14, 2014, 11:39:24 am
دفعات بازدید: 16476 بار

آفلاین lord2020

  • Newbie
  • *

  • 7
    ارسال

    • ديدن مشخصات
سه نفری لیلا رو جر دادن
« : ژانویه 14, 2014, 11:39:24 am »
سه نفری لیلا رو جر دادن
سلام به همه دوستان مجید هستم و اینم داستان دومم.اگه داستان اول خونده باشین گفته بودم که 27 ساله هستم با قد 185 و لیسانس عمران البته اسمم مستعاره.
این داستان مربوط میشه به زمانی که که دانشجو بودم و با 3 تا از دوستام خونه دانشجوی داشتیم.جونم براتون بگه اون موقع هممون دوست دختر داشتیم و فقگ من بودم که دوستم open بود اخه قبلا یه بار ازدواج کرده بود و طلاق گرفته بود.
داستان از این قراره که دوستام از کون کردن خسته شده بودن و هوسه یه کس تپل و سفید کرده بودن.اونا چشم به کس لیلا داشتن آخه لیلا جلوشون سکسی رفت و آمد میکرد اونا هم تو کفش بودن.
یه روز موضوع رو باهام مطرح کردن من اولش سر سختانه قبول نکردم اما کم کم مخمو زدن و نامردا یه نقشه کشیدن که اصلا پایه من گیر نباشه.
نقشه رو سعید کشیده بود و داستانش از این قرار بود که سعید لیل رو برایه تولد من دعوت میکنه خونه(لیلا خونه ما زیاد میومد و بیشتر وقت ها شب ها پیشم میموند) زمانی که من مشهدم و قراره شب بیام شیروان.سعید گفت من لیلا رو دعوت میکنیم اون 100% چون تو مشهدی بهت زنگ میزنه و ازت اجازه میگیره تو هم بهش بگو که تو برو پیش بچه ها من خودمو تا ساعت 10 شب میرسونم حتما هم بهش تاکید کن که حسابی به خودش برسه.
سعید گفت وقتی لیلا اومد ما حسابی باهاش گرم میگریم و شزینی میوه هم میخریم تا شک نکنه.یه شربت که توش یه ترامادول 100 حل کردیم بهش میدیم و یه شام تپل هم درست میکنیم.تو حدود ساعن 9 زنگ بزن  بگو داداشت تصادف کرده تو باید بری بیمارستان و چند ساعتی دیر تر میای بعد من فاز دوم نقشه رو اجرا میکنم میشینم با لیلا صحبت میکنم و بهش میگم که تو با زید من ریختین رو هم و من با انسیه قهر کردم(انسیه دوست دختر سعید بود یه دختر باربی و سکسی که من باهاش خیلی راحت بودم) و بهش میگم که من از اول عاشقش بودم ولی به خاطر مجید خجالت میکشیدم بهش بگم و سعی میکنم وادار به سکسش کنم وقتی قبول کرد و سکس رو باهاش شروع کردم بقیه بچه ها به حساب مچ ما رو .روی کار میگیرن و اونا هم اضافه میشن.
من به یه شرط قبول کردم که اگه لیلا با حرف های سعید راضی شد و خودش قبول کرد اونا باهاش سکس داشته باشن اونا هم قبول کردن.
روز اجرا نقشه فرا رسید و اولش همه چی دقیقا مثل نقشه پیش رفت بچه ها فردایه اون روز اتفاق های که افتاده بود  برام تعریف کردن.سعید گفت همه چی خوب بود لیلا حسابی به خودش رسیده بود شربتی که ترامادول رو توش حل کرده بودم رو تا ته خورد و زنگی که تو بهش زدی حسابی ناراحتش کرده بود و می خواست بره خونه که با اصرار نگهش داشتیم.
سعید ادامه داد که حدود ساعت 11.30 بود که ترامادول حسابی اثر کرده بود و ما یه فیلم نیمه گذاشتیم و نگاه کردیم و تو این مدت من و لیلا همش قلیون میکشیدیم کنار هم بودیم و من بعضی مواقع طوری که انگار تصادفی اتفاق افتاده دستم رو به سینه هایه لیلا میزدم.خلاصه ساعت 12 شب بود محمد و محسن مثلا رفتن خوابیدن و من لیلا داشتیم قلیون میکشدیم من کم کم قضیه تو و انسیه رو بهش گفتم لیلا زیاد اون قدر که توقع داشتم ناراحت وشکه نشده بود و همش میگفت مجید راست میگی من دست لیلا رو گرفته رو تو دستم گرفتم بهش گفتم لیلا می خوام یه قضیه ای رو بهت بگم فقط قول بده ناراحت نشی.لیلا که بنده خدا روحش هم از ماجرا خبر نداشت گفت بگو سعید جان من ناراحت نمیشم.
منم گفتم که از اولین باری که دیدمت عاشقت شده بودم و تو باید مال من میشدی نه مال مجید.بهش گفتم که مجید اصلا تو رو دوست نداره و همش به ما میگه دنباله یه دختره سکسی خوب میگرده.اینا رو که میگفتم دیدم رنگش سفید شد دستش سرد لیلا گفت متوجه منظورت نمیشم و می خوام برم بخوابم دو تا دستش رو گرفتم گفتم لیلا خواهش میکنم امشب مال من باش قول میدم هیچکی هیچی نفهمه تو رو خدا فقط همین امشب.لیلا رنگش مثل گچ شده بود و گفت سعید خجالت بکش من مال مجیدم از اون خجالت بکش و می خواست بره که من سریع خوابوندمش رو زمین دستم رو گذاشتم رو دهنش و گفتم ساکت باش وگرنه بچه ها بیدار میشن لیلا هم سعی میکرد بدون سرو صدا از دستم در بره ولی من چسبیده بودم بهش ازش لب میگرفتم.لباسشو زدم بالا سینشو از رو سوتین گاز میگرفتم. لیلا خیلی دست و پا میزد که فرار کنه خیلی هم قوی بود ولی کم کم خسته شد همش میگفت سعید تو رو خدا مجید بفهمه منو میکشه منم قربون صدقه اش میرفتم میگفتم عزیزم نمیزارم هیچکی بفهمه
سوتینشو به زور در آوردم سینه هاشو میلیسیدم  میگفت مجید سکسی زوری خیلی حال میده.بعد بع سختی شلوارشو در آوردم اما اصلا نمیگذاشت شرتشو در بیارم منم از رویه شرت کسشو گاز میگرفتم و میلیسیدم کم کم انگار که راضی شده بود اجازه داد شرتشو در بیارم واییییییییییییییییییی مجید عجب کس تپلی و سفیدی داشت.حسابی هم به خودش رسیده بود یه دونه مو هم نداشت منم شروع کرده یه کس لیسی حسابی کردم کسش خیلی خوشمزه بود لیلا هم داشت حال میکرد بهم گفت سعید سریع تر تا بچه ها بیدار نشدن تمومش کن.
کیرمو در آوردم و بهش گفتم که ساک بزن اولش ناز میکرد و میگفت طول میکشه همینطری بکن گفتم اینقدر برات کس لیسی کردم حالا نوبت من شد طول میکشه؟کیرمو کردم تو دهنش عجب ساک تپلی برام زد کیرم حسابی خیس شده بود بهش گفتم مدل چهار زانو وایسته اول یکم سر کیرمو رو کسش میمالوندم حسابی تشنه سکس شده بود میگفت سعید بکن دیگه.اون کیر کلفتتو بکن تو کسم.منم نا مردی نکردم و تا ته کردم تو کسش اونم عجب آخی گفت.
شروع کردم به کردن لیلا هم حسابی حال میکردو و حال میداد اینفدر شهوتی شده بود و تو سکس غرق شده بود که یادش رفته بود که مثلا محمد و محسن اون طرف خوابن اونا هم که از شق درد مرده بودن و داشتن از پشت در همه چیزا رو نگاه میکردن منتظره یه فرصت بودن که بیان بیرون. منم کردنمو تند تر کردمو لیلا هم که ترامادول حسابی بهش اثر کرده بود و حشری شده بود شروع کرد به داد کشیدن و حرفای سکسی زدن و میگفت سعید جان جرم بده.واییییییییییییی چقدر خوب میکنی تندتر بکن عزیزم.بچه ها هم که منتظر همچین موقعیتی بون یه دفع مثل این تابلو ها جفتشون از اتاق پریدن بیرون گفتن دارین چیکار میکنین.لیلا بد جور شکه شد سریع پتو رو کشید رو خودش منم گفتم چه خبرتونه وحشی ها برین گمشین بخوابین.محمد گفت چه خبر اینجا محسن هم سریع گفت ما هم هستیم وگرنه فردا به مجید همه چی رو میگم.بنده خدا لیلا مثل ابر بهار گریه میکرد میگفت تو رو خدا دست از سرم بردارین و یه ماشین بگیرین میخوام برم.
محسن خیلی تابلو بود سریع شلوارشو در آورد من رفتم کنار لیلا و بقلش کردم خیلی بد جور گریه میکرد گفتم باشه عزیزم تو ناراحت نباش الان یه ماشین برات میگیرم لینو که گفتم لیلا آروم شد میخواست لباسشو بپوشه که محسن گفت به جان خودم اگه بهم ندی همه چی رو به مجید میگم.لیلا تازه فهمید که اینا همش نقشه بوده.من گفتم لیلا بیا یه چند دقیقه سکس داشته باشیم بعد هممون هیچی به مجید نمیگیم لیلا گفت نه غلط کردین میخوام برم.محسن پرید بقلش کرد منم کمکش کردم و محمد هم جلو دهنشو گرفت و خوابوندیمش رو زمین لیلا همش گریه میکرد و میگفت ولم کنید کثافتا.آشغالا ولم کنین و....
محسن خیلی بی جنبه و وحشی بود به زور کیرشو داشت میکرد تو دهن لیلا منم به زور داشتم پاهاشو باز میکردم تا کسشو بلیسم محمدم با یه دست دهنشو گرفته بود با یه دست سینه هاشو میمالوند.لیلا یه 10 دقیقه ای به شدت دست و پا میزد ولی بعدش خیلی خسته شده بود مثل یه تیکه گوشت افتاده بود آروم آروم گریه میکرد.دلم براش می سوخت ولی حشری بودم هیچی نمیفهمیدم.
حسابی لیلا رو کردیم محسن خیلی بد میکردش هم ناشی بود هم حشری اینقدر وحشیانه میکرد که لیلا  هر بار که میکرد تو کسش یه آیی میگفت من رفتم کرم آوردم و زدم دم کونش یکم هم سر کیرم زدم سعی کردم هر چقدر که آروم شده بکنم تو کونش ولی لیلا حسابی درد میکشید میگفت تو رو خدا آروم جرم دادین.کونم پاره شد.به محسن میگفت وحشی آروم تر.
وقتی سوراخ کونش باز شد و محمد شروع کرد به کردن تو کسش احساس کردم که کم کم داره لذت میبره حسابی کردیمش اول آب محسن اومد کثافت به زور ریخت رو صورتش بعد آب من اومد که ریختم رو سینه هاش آخر سر هم آب محمد اومد هم محمد آبش رو خالی کرد سریع پرید تو حموم تو راه حموم هم فقط نفزین میکرد و فهش میداد حدود ساعت 3.30 بود که کارمون تموم شد بچه ها رفتن خوابیدن من یه قلیون گذاشتم داشتم میکشیدم که لیلا از حموم اومد بهش گفتم بیا قلیون بکش گفت برو گمشو واقعا که یه آدم کثافتی.بعد رفت تو اتاق دیگه ای خوابید.مجید هم ساعت 7 رسید خونه رفت پیش لیلا خوابید.
وقتی اینا رو شنیدم 2 -3 تا مشت مشتی نثار محسن کردم که بچه ها جلومو گرفتن چند تا لگد و تو گوشی به بچه ها زدن اونا به زور جلومو گرفتن لیلا بنده خدا اینقدر خسته شده بود که تا 11 خوابید.بعدش هم هیچی نگفت و هر وقت میومد خونه با بچه ها تا جای که میتونست حرف نمیزد.ترم بهد هم محسن رو از خونه پرت کردیم بیرون.
این بود داستان من ببخشید که طولانی بود.امیدوارم خوشتون اومده باشه.
من بچه مشهدم اگه دختر یا زن بیوه ای از مشهد تمایل داره باهام دوست بشه خوشحال میشم با هاش آشنا بشم.
اینم شمارمه:09395243255 [/size]